تبليغاتX

NeverLand


منوي اصلي

صفحه اصلي
ارتباط با ما
آرشيو مطالب
ويرايش قالب

آرشيو وبسايت

علمی
طنز و سرگرمی
ترسناک
مذهبی
اجتماعی
متفرقه
هنری
ورزشی
عکس
آهنگ
کامپیوتر - اینترنت - موبایل


نويسندگان وبسايت


لوگوي ما

لوگوي دوستان
  آگهي خود را اضافه كنيد

ترجمه قالب
www.Bo2Pmc.com
 ::اختتامیه
 

 

 

اگر بار گران بودیم رفتیم

                   اگر نامهربان بودیم رفتیم

 

آره عزیزان هممون یه روز رفتنی هستیم ، حالا یکی زودتر ، یکی دیرتر . بالاخه این شتری هستش که دم در خونه ی هممون می خوابه . هی  جوونی کجایی که یادت به خیر ، انگار  مهر همین یه سال پیش بود که وبلاگ رو راه انداختم  !!  عزیزان گریه نکنید ، اشک هاتون رو پاک کنید . می دونم خاطرم واستون خیلی عزیز بود ولی خوب ... !!

 همه ی حرفای بالا درست ، ولی خوب من تصمیم ندارم به این زودیا دست از سر کچلتون بر دارم ، من هنوز در خدمتم ولی در یه قالب دیگه ، هم اون قالب و هم اون یکی معنای قالب .

 

خوشحال میشم در اونجا هم همراهیم کنید .

حالا اشکاتون رو پاک کنید.

 

اینم آدرس جدید :

http://naslesevvom.blogfa.com/

 

یا حق

 

 

نوشته شده توسط سینا صفار در شنبه 4 اسفند1386 ساعت 2:43
( | | لينک ثابت | موضوع: )

 ::کمربند ایمنی ؛ " بستن یا نبستن مساله این است "
 

 

سلام 

ابتدا باید بخاطر این تاخیر ها عذر منو بپذیرید ، آخه هم مشغله ی کاری هست و هم مشغله ی درسی ، پس یه جواریی بهم حق بدین دیگه . 

حالا بریم سر اصل مطلب ، از الان می گم مهریه رو اگه بخوایین سنگین بگیرین ما نیستیم !  مثه اینکه دیر وقت پست گذاشتن اثر خودشو گذاشته ، قاطی کردم . الان که دارم پست می ذارم ، تقریبا در حال عروج به ملکوت اعلی هستم ، نه نگران نشین ، حالم خوبه ولی خیلی خسته ام ( هر چند می دونم که هنوزم به شدت نگرانم هستین )

حالا این دفعه راست راسکی میرم سر اصل بحث ، امروز تو تاکسی نشسته بودم دیدم یهو تا به میدون نزدیک شدیم ، راننده  دست کرد کنار صندلی و یه چیزی شبیه کمربند ایمنی در آورد و فرت انداخت رو شونش و انتهاشو گذاشت کنار پهلوی راستش ؛ البته تا دلتون بخواد از این صحنه ها دیدم و  مطمئناً شما هم دیدین . خدایی بیایین کلاهمون رو قاضی کنین ، مگه پلیس ها خدای نکرده مرض دارن الکی گیر بدن که  حتما  باید یه کمربندی ببندین به اسم کمربند ایمنی ، بابا از اسمش پیداست ، کمربند "ایمنی" ؛ یعنی باعث حفظ جونمون هم می تونه بشه ،  این آقای راننده و امثال این ها چی فکر می کنن ، واقعا چی فکر می کنن ؟ چرا به فکر جونشون نیستن ؟ جونی که از صبح تا شب می دون تا یه لقمه نون حلال پیدا کنن واسش ، خوب یکی نیست به این بنده خداها بگه آخه مردای حسابی ، اگه جان در بدنتون نداشته باشین ، نان در کفنتون به کار می یاد ؟

 

 

 

نوشته شده توسط سینا صفار در جمعه 3 اسفند1386 ساعت 2:23
( | | لينک ثابت | موضوع: اجتماعی )

 ::جلوه ای بی بدیل از قدرت الهی
 

 

 

همه ی ما به قدرت حق و خدای متعال معتقدیم و در در تمام زندگی شاهد جلوه های اون هستیم . اما چیزهایی وجود دارن که کمتر متوجه اونا شدیم و شاید از کنار اونا به راحتی گذشتیم

بی شک تا به حال پروانه های زیادی رو دیدین ولی چند بار شده که با دقت به نقوش زیبای بالهای اونا نگاه کنین ؟

دراین پست سعی شده با جمع آوری عکسهایی از این نقوش این جلوه را صد چندان کند :

 

 رابطه ی این عکس ها واضحه .

براستی خارق العاده نیست ؟

حالا جای این پرسش هست که  واقعا چرا عده ای می بینند ولی ذات مقدسش را انکار می کنند ؟

آیا این ظلم نیست ؟ ظلمی  که در حق خودمون  می کنیم .....

 

منبع : www.1fathi.wordpress.com

لینک از : www.p30download.com

 

 

 

نوشته شده توسط سینا صفار در سه شنبه 9 بهمن1386 ساعت 16:56
( | | لينک ثابت | موضوع: عکس )

 ::روز دانشجو
 

 

 

   شانزدهم آذر ماه ، روز دانشجو را به تمامی دانشجویان و دانش پژوهان این مرز و بوم تبریک می گویم  .

امیدوارم تا این روز واسطه و بهانه ای  برای توجه هر چه بیشتر به این قشر فرهیخته و فعال جامعه باشد .

 مناسب دیدم  به بهانه این روز یه شعر طنز تقدیم کنم به همه ی دانشجویان رنجکشیده ! ، البته با اجازه از استاد سهراب سپهری .

اهل دانشگاهم
روزگارم خوش نیست
ژتونی دارم ، خرده پولی ، سر سوزن هوشی
دوستانی دارم بهتر از شمر و یزید
دوستانی هم چون من مشروط
و اتاقی که که همین نزدیکی است ،پشت آن کوه بلند.
اهل دانشگاهم !
پیشه ام گپ زدن است.
گاه گاهی هم می نویسم تکلیف،می سپارم به شما
تا به یک نمره ناقابل بیست که در آن زندانی است،
دلتان تازه شود - چه خیالی - چه خیالی
می دانم که گپ زدن بیهوده است.
خوب می دانم دانشم کم عمق است.
اهل دانشگا هم،
قبله ام آموزش ، جانمازم جزوه ، مُهرم میز
عشق از پنجره ها می گیرم.
همه ذرات مُخ من متبلور شده است.
دزسهایم را وقتی می خوانم
که خروس می کشد خمیازه
مرغ و ماهی خوابند.

استاد از من پرسید : چند نمره ز من می خواهی ؟
من از او پرسیدم : دل خوش سیری چند ؟
پدرم استاتیک را از بر داشت و کوئیز هم می داد.
خوب یادم هست
مدرسه باغ آزادی بود.
درس ها را آن روز حفظ می کردم در خواب
امتحان چیزی بود مثل آب خوردن.
درس بی رنجش می خواندم.
نمره بی خواهش می آوردم.
تا معلم پارازیت می انداخت همه غش می کردند
و کلاس چقدر زیبا بود و معلم چقدر حوصله داشت.
درس خواندن آن روز مثل یک بازی بود.
کم کمک دور شدیم از آنجا ، بار خود را بستیم.
عاقبت رفتیم دانشگاه ، به محیط خس آموزش ،
رفتم از پله دانشکده بالا ، بارها افتادم.


در دانشکده اتوبوسی دیدم یک عدد صندلی خالی داشت.
من کسی را دیدم که از داشتن یک نمره10دم دانشکده پشتک می زد.
دختری دیدم که به ترمینال نفرین می کرد.
اتوبوسی دیدم پر از دانشجو و چه سنگین می رفت.
اتوبوسی دیدم کسی از روزنه پنجره می گفت کمک!

 


سفر سبز چمن تا کوکو،
بارش اشک پس از نمره تک،
جنگ آموزش با دانشجو،
جنگ دانشجویان سر ته دیگ غذا،
جنگ نقلیه با جمعیت منتظران،


حمله درس به مُخ،
حذف یک درس به فرماندهی رایانه،
فتح یک ترم به دست ترمیم،
قتل یک نمره به دست استاد،
مثل یک لبخند در آخر ترم،
همه جا را دیدم.

اهل دانشگاهم!
اما نیستم دانشجو.
کارت من گمشده است.
من به مشروط شدن نزدیکم،

آشنا هستم با سرنوشت همه دانشجویان،
نبضشان را می گیرم
هذیانهاشان را می فهمم،
من ندیدم هرگز یک نمره20،
من ندیدم که کسی ترم آخر باشد
من در این دانشگاه چقدر مضطربم.

من به یک نمره ناقابل10خشنودم
و به لیسانس قناعت دارم.
من نمی خندم اگر دوست من می افتد.
من در این دانشگاه در سراشیب کسالت هستم.
خوب می دانم کی استاد کوئیز می گیرد
اتوبوس کی می آید،
خوب می دانم برگه حذف کجاست.
هر کجا هستم باشم،
تریا،نقلیه،دانشکده از آن من است.
چه اهمیت دارد، گاه می روید خار بی نظمی ها
رختها را بکنیم ، پی ورزش برویم،
توپ در یک قدمی است
و نگوییم که افتادن مفهوم بدی است !
و نخوانیم کتابی که در آن فرمول نیست.
و بدانیم اگر سلف نبود همگی می مردیم!
و بدانیم اگر جزوه استاد نبود همه می افتادیم!

و بدانیم اگر نقلیه نبود همگی می مانیم
و نترسیم از حذف و بدانیم اگر حذف نبود می ماندیم.
و نپرسیم کجاییم و چه کاری داریم
و نپرسیم که در قیمه چرا گوشت نیست
و اگر هست چرا یخ زده است.
بد نگوییم به استاد اگر نمره تک آوردیم.
کار ما نیست شناسایی مسئول غذا،
کار ما شاید این است که در حسرت یک صندلی خالی،
پیوسته شناور باشیم


منبع : enerzhi.com

 

 

 

نوشته شده توسط سینا صفار در جمعه 16 آذر1386 ساعت 23:7
( | | لينک ثابت | موضوع: طنز و سرگرمی )

 ::عكس هاي برگزيده اي از سال 2007 ميلادي
 

 

تصاوير چند عكس از از عكس هاي برگزيده سال 2007 از گوشه و كنار جهان:

 

در باغ وحش شهر كائوسيونگ در جنوب تايوان يك كروكوديل هنگامي كه دامپزشك در حال معالجه او بود با آرواره هاي قدرتمندش دست دامپزشك را از آرنج قطع كرد.

يانگ يانگ پسربچه 3 ساله چيني در داخل آكواريوم دنياي اقيانوس قطبي در شهر كينگدائو در شرق چين يك وال بلوگا را مي بوسد.

بائو سيشون چيني بلند قدترين مرد جهان با 2 متر و 36 سانتي متر قد كه 56 سال دارد با پينگپينگ جوان 19 ساله نپالي ، كوچولوترين مرد جهان با 73 سانتي متر قد در شهر بائوتا در شمال چين عكس يادگاري گرفته است. در سال 2007 نام هر دوي آنها در كتاب ركوردهاي گينس ثبت شد.

در جريان يك مسابقه چوگان با فيل در ناحيه گالي در كشور سريلانكا ناگهان آبئي ، يك فيل 18 ساله 4 تني دچار جنون شد و اين ميني بوس را داغان كرد.

يك پلنگ دريايي در آب هاي نزديك به سواحل جزيره جورجياي جنوبي در قطب جنوب يك پنگوئن امپراتور را شكار كرده است.

 

منبع : روزنامه جام جم

 www.jamejamonline.ir/jamejam.asp

لینک از : www.p30download.com

 

 

 

نوشته شده توسط سینا صفار در جمعه 16 آذر1386 ساعت 19:54
( | | لينک ثابت | موضوع: عکس )

 ::حقایقی عجيب درباره مغز
 

 

 

آیـا تـا کنون اتـفاق افـتاده کـه در مـورد مـغز خود فکر کنید و
نسبت به عملکرد آن اظهار تعجب نمایید؟


در این مقاله قصد داریم تا شما را با چند نمونه از سحرآمیز
ترین حقایق موجود درمورد مغز شگفت انگیزتان آشنا کنیم.





- وزن طبیعی مغز یک انسان معمولی چیزی در حدود 1300
تا 1400 گرم می باشد، چیزی در حدود یک کیسه شکر.



- مغز انسان از مغز فیل ها کوچکتر است. وزن مغز یک فیل چیزی در حدود 6000 گرم اندازه گیری شده است. این در حالی است که مغز انسان از مغز میمون ها بزرگتر است. مغز یک میمون وزنی معادل 95 گرم دارد! مغز سگ ها چیزی در حدود 72 گرم و گربه ها 30 گرم برآورد می شود.


- میزان وزن پوست کلی بدن دو برابر میزان وزن مغز انسان می باشد!


- وزن مغز انسان %2 از کل وزن بدن او را تشکیل می دهد. حداکثر عرض آن 14میلی متر، طول 167 میلی متر و ارتفاع 93 میلی متر دارد.


- در ماه های اولیه حاملگی، یاخته های عصبی موجود در مغز با سرعتی معادل 2500 نرون در دقیقه تولید مثل می کنند. Shocked


- 60 درصد کل حجم مغز را سلول های سفید و 40 درصد آنرا سلول های خاکستری تشکیل می دهند.


- سرعت انتقال اطلاعات در نرون های مختلف، متفاوت است. نرخ این انتقال می تواند به کندی 5/0 متر در ثانیه باشد و یا به تندی 120 متر بر ثانیه باشد. رقم 120 متر در ثانیه معادل عددی نزدیک به 268 مایل در ساعت می باشد.


- 75% از مغز یک انسان را آب تشکیل می دهد.


- مغز انسان قادر است بیش از تعداد کل اتم های موجود در کل دنیا، ایده در خود داشته باشد و آنها را تجزیه تحلیل نماید! Very Happy


- اگر می شد نیرویی که در مغز جریان دارد را مهار نمود، به واسطه آن می توانستید یک لامپ 10 واتی را روشن نگه دارید. Shocked



منبع : سايت مردمان
www.mardoman.com

لينك از : www.p30download.com

 

 

نوشته شده توسط سینا صفار در پنجشنبه 15 آذر1386 ساعت 13:3
(>> ادامه مطلب | | لينک ثابت | موضوع: متفرقه )

 :: فراري 612 خودرویی فوق العاده زیبا
 

 

 

برای دیدن عکس در قطعی بزرگتر به ادامه مطلب مراجعه نمایید ...

 

منبع : www.zibatarinha.com

لینک از  p30download.com

 

 

نوشته شده توسط سینا صفار در جمعه 2 آذر1386 ساعت 3:37
(>> ادامه مطلب | | لينک ثابت | موضوع: عکس )

 ::آخرین کلمات از زبان اشخاص و اشیاء مختلف
 

 

آخرين کلمات يک الکتريسين: خوب حالا روشنش کن...
آخرين کلمات يک انسان عصر حجر: فکر ميکنی توی اين غار چيه؟
آخرين کلمات يک بندباز: نميدونم چرا چشمام سياهی ميره...
آخرين کلمات يک بيمار: مطمئنيد که اين آمپول بيخطره؟
آخرين کلمات يک پليس: شيش بار شليک کرده، ديگه گلوله نداره...
آخرين کلمات يک پيشخدمت رستوران: باب ميلتون بود؟
آخرين کلمات يک جلاد: ای بابا، باز تيغهء گيوتين گير کرد...
آخرين کلمات يک جهانگرد در آمازون: اين نوع مار رو ميشناسم، سمی نيست...
آخرين کلمات يک چترباز: پس چترم کو؟
آخرين کلمات يک خبرنگار: بله، سيل داره به طرفمون مياد...
آخرين کلمات يک خلبان: ببينم چرخها باز شدند يا نه؟
آخرين کلمات يک خون‌آشام: نه بابا خورشيد يه ساعت ديگه طلوع ميکنه!
آخرين کلمات يک داور فوتبال: نخير آفسايد نبود!
آخرين کلمات يک دربان: مگه از روی نعش من رد بشی...
آخرين کلمات يک دوچرخه‌سوار: نخير تقدم با منه!
آخرين کلمات يک ديوانه: من يه پرنده‌ام!
آخرين کلمات يک سرنشين اتوموبيل: برو سمت راست راه بازه...
آخرين کلمات يک شکارچی: مامانت کجاست کوچولو؟.
آخرين کلمات يک غواص: نه اين طرفها کوسه وجود نداره...
آخرين کلمات يک فضانورد: برای يک ربع ديگه هوا دارم...
آخرين کلمات يک قصاب: اون چاقو بزرگه رو بنداز ببينم...
آخرين کلمات يک قهرمان: کمک نميخوام، همه‌اش سه نفرند...
آخرين کلمات يک قهرمان اتوموبيلرانی : پس مکانيکه ميدونه که با ...
آخرين کلمات يک کارآگاه خصوصی: قضيه روشنه، قاتل شما هستيد!
آخرين کلمات يک کامپيوتر: هاردديسک پاک شده است...
آخرين کلمات يک کوهنورد: سر طناب رو محکم بگيری ها...
آخرين کلمات يک گروگان: من که ميدونم تو عرضهء شليک کردن نداری...
آخرين کلمات يک گيتاريست: يه خرده ولوم بده...
آخرين کلمات يک مادر: بالأخره سی‌دی‌هات رو مرتب کردم...
آخرين کلمات يک متخصص آزمايشگاه: اين آزمايش کاملاً بيخطره...
آخرين کلمات يک متخصص خنثی کردن بمب : اين سيم آخری رو که قطع کنم تمومه...
آخرين کلمات يک متخصص کامپيوتر: معلومه که ازش بک‌آپ گرفتم!
آخرين کلمات يک معلم رانندگی: نگه دار! چراغ قرمزه!
آخرين کلمات يک ملوان: من چه ميدونستم که بايد شنا بلد باشم؟
آخرين کلمات يک ملوان زيردريايی: من عادت ندارم با پنجرهء بسته بخوابم...
آخرين کلمات يک نارنجک‌انداز : گفتی تا چند بشمرم؟

منبع : enerzhi.com

نوشته شده توسط Moh3n

(البته خودم یه کم ویرایشش کردم)

 

 

نوشته شده توسط سینا صفار در جمعه 25 آبان1386 ساعت 3:2
( | | لينک ثابت | موضوع: طنز و سرگرمی )

 ::ابتکار زن ايرانی در جراحی مغز
 

 

ایرنا-يك جراح زن ايراني مقيم انگليس با بكار بردن ابتكاري در عمل جراحي مغز، تحسين همكاران خود را در اين كشور برانگيخته است.


"گلاره زاده" ‪ ۳۶‬ساله بيماران خود را در حين عمل جراحي هوشيار نگاه مي‌دارد و به فاصله اندكي پس از عمل جراحي آنان را به خانه مي‌فرستد. بيماران گلاره در حين عمل با هوشياري سخن مي‌گويند و حتي مي‌توانند به وسيله تلفن همراه با خويشاوندان خود گفت‌وگو كنند.

در روش اين جراح، جمجمه بيمار از طريق منجمد كردن آن بي‌حس مي‌شود و بيمار در حين عمل دردي احساس نمي‌كند.

از اين رو، بيمار پس از عمل ناچار نيست به علت عوارض ناشي از بيهوشي، روزهاي طولاني را در بيمارستان سپري كند.

هفته نامه انگليسي "ساندي تلگراف" در شماره جديد خود گزارشي را درباره اين جراح منتشر كرده و با وي و يكي از بيمارانش مصاحبه كرده است.

اين نشريه از گلاره به عنوان جوانترين جراح مغز در بريتانيا ياد كرده كه با روش خود انقلابي در تاريخ پزشكي برپا كرده است.

بيمار ‪ ۵۲‬ساله اين جراح يك زن فعال در اقتصادي به نام "دبورا كالدر" كه تومور سرطاني از نوع متاستاز در سرش داشته، بعدازظهر روز عمل را در خانه در كنار خانواده‌اش بوده است.

گلاره به گزارشگر اين هفته نامه گفته كه زنان براي موفقيت در زمينه‌اي كه مردان در آن به برتري دشت يافته‌اند، بايد بيشتر تلاش كنند.

منبع : enerzhi.com

نقل شده توسط سارا

 

 

نوشته شده توسط سینا صفار در جمعه 25 آبان1386 ساعت 2:55
( | | لينک ثابت | موضوع: اجتماعی )

 :: 25 مرگ عجيب در دنيا
 

 

ببحشید که دیر آپ کردم ولی در عوض موضوع جالبیه رو واستون پست کردم : 

امروزه انسان با توجه به پيشرفت تکنولوژي توانسته پاسخ بسياري از سوالات خود را به دست آورد. اما يکي از مواردي که هنوز در پرده ابهام قرار دارد و سوالات بسياري را در اذهان پير و جوان و در واقع همه انسان ها به وجود مي آورد پديده «مرگ» است. حتما شما هم اين ضرب المثل قديمي و معروف را شنيده ايد که «مرگ شتري است که در خانه همه مي خوابد.» در اين مطلب اصلا قرار نيست مرگ را از منظر فلسفي و يا عرفاني مورد بررسي قرار دهيم بلکه قرار است عجيب ترين و شگفت آورترين مرگ ها را که در طول تاريخ براي افراد مختلف رخ داده بيان کنيم:


آرنولد بنت: داستان نويس انگليسي(1867،1931) وي براي آنکه ثابت کند آب شهر پاريس از نظر بهداشتي کاملا سالم است، يک ليوان از آن را خورد و در اثر تيفوئيد ناشي از آن در گذشت!

آگاتوکلسخودکامه سراکيوز 361، 289 ق.م) در اثر قورت دادن خلال دندان خفه شد.

آلن پينکرتونموسس آژانس کارآگاهي آمريکا 1819، 1884) هنگام نرمش صبحگاهي به زمين خورد و زبانش لاي دندان ماند و زخم شد و در اثر قانقارياي ناشي از اين زخم درگذشت.

آيزادورا دانکنرقاص آمريکايي 1878، 1927) هنگامي که در اتومبيل بود، شال گردن بلندش به چرخ عقب اتومبيل گير کرد و گردنش شکست و خفه شد.

اسکندر کبيرپادشاه مقدوني 356 ،323 ق.م) به دنبال دو روز ميگساري و عياشي در اثر تب درگذشت.

الکساندرپادشاه يونان 893،1 1920) يک ميمون خانگي گازش گرفت و در اثر عفونت خون در گذشت.

تامس آت وينمايشنامه نويس انگليسي 1652، 1685) مرد فقيري بود. به دنبال روزها گرسنگي سرانجام يک گيته به دست آورد و با آن يک دست پيچ گوشت خريد و از شدت ولع همان لقمه دهان پرکن اول گلو گيرش شد و خفه اش کرد!

تامس ميمورخ انگليسي 595،1 1650) بر اثر بلعيدن غذاي زيادي، خفه شد.

جان وينسونماجرا جوي بريتانيا 1557، 1629) وي در 72 سالگي از اسب به زمين افتاد و ميخي وارونه بر زمين افتاده بود، در سرش فرو رفت.

جروم ناپلئون بناپارتآخرين بناپارت آمريکايي 1878، 1945) در سنترال پارک نيويورک، پايش به زنجير سگ زنش گرفت و افتاد و در اثر زخم هاي حاصله در گذشت.

جورج دوک کلارنسانگليسي 1449،1478) به دستور برادرش ريچارد سوم در خمره شراب خفه شد.

جيمز داگلاس ارل مورتون1525،1581) بوسيله دستگاهي شبيه گيوتين که خودش آن را به اسکاتلنديان معرفي کرده بود، سر بريده شد.

رودولفوني يروژنرال مکزيکي 1880، 1917) اسبش در شن روان گرفتار شد و سنگيني طلاهايي که به همراه داشت باعث فرو رفتن به درون ماسه شد.

زئوکسيسنقاش يونان قرن پنجم ق.م) به تصويري که از يک ساحره پير کشيده بود آنقدر خنديد که يکي از رگ هايش پاره شد و مرد!

ژراردونرالنويسنده فرانسوي 1808 ،1855) با بند پيشبند، خودرا از تير چراغ برق خيابان حلق آويز کرد.

فرانسيس بيکن1561،1626) براثر گرفتاري در يک سرماي ناگهاني گرفتار شد و درگذشت.

فالک فيتز وارن چهارمبارون انگليسي 1230، 1264) در بازگشت از يک جنگل، اسبش در باتلاق افتاد و فالک که زره پوشيده بود، در درون زره اش خفه شد.

کلاديوس اول امپراتور روم 54 ب م. 10 ق.م) با يک پر آغشته به سم خفه شد.

کنت اريک مگنوس آندرئاس هرس ستنبورگ1860، 1895) اين انگليسي در اثر خشم ناشي از مستي، با سيخ بخاري به دوستش حمله کرد، اما خودش توي بخاري افتاد و سوخت.

گريگوري يفيموويچ راسپوتين1871،1916) وزنه اي به بدنش بستند و در رود نوا غرقش کردند.

لايونل جانسنشاعر انگليسي 1867 ،1902) از روي چهارپايه پشت بار به زمين افتاد و در اثر زخمهاي حاصله در گذشت.

لنگي کاليرکلکسيونر آمريکايي 1886،1947) در خانه خود و در تله اي مهلک درگذشت. تله را براي دستگيري دزدان کار گذاشته بود.

مارکوس ليسينيوس کراسوسسياستمدار رومي 115، 53 ق.م) اين رهبر بدنام و صراف رمي به دست سربازان پارتي با ريختن طلاي مذاب در حلقش درگذشت.

هنري اولپادشاه انگليسي 1068،1135) در اثر افراط در خوردن مارماهي دچار ناراحتي روده شد و مرد.

يوسف اشماعيلوکشتي گير ترک) بر اثر سنگيني طلاهايي که به کمرش بسته بود در دريا غرق شد. چون نتوانست به راحتي شنا کند.
 
منبع  :enerzhi.com
(البته بنده هیچ گونه سندیتی برای این اسامی نداشته و فقط اقدام به نقل مطلب کرده ام)

 

 

نوشته شده توسط سینا صفار در چهارشنبه 23 آبان1386 ساعت 2:6
( | | لينک ثابت | موضوع: ترسناک )

 ::ساخت سريال 16+
 

 

 
سريال «ساعت شني» كه تمامي 26 قسمت آن براي بازبيني به شبكه اول سيما تحويل داده شده است براي نخستين بار موضوع «رحم اجاره‌اي» را در تلويزيون مطرح مي‌كند و كارگردان اين سريال اعلام كرده است كه تماشاي اين سريال براي افراد زير 16 سال توصيه نمي‌شود.


«ساعت شني» درباره خانم دكتري (با بازي رويا نونهالي) است كه متخصص زنان و زايمان است اما خود بچه‌دار نمي‌شود. او تصميم‌ مي‌گيرد يك رحم واسط (اجاره‌اي) پيدا كند و از طريق آن رحم بچه‌دار شود.
سريال «ساعت شني» آخرين مراحل صداگذاري را در روزهاي گذشته پشت سر گذاشت تا ساخته بهرام بهراميان از چهارشنبه (9 آبان ماه) به روي آنتن‌ برود.

به گزارش  ايسنا، سريال «ساعت شني» در زمره‌ي پر بازيگرترين مجموعه‌هاي سال‌هاي اخير تلويزيون قرار مي‌گيرد و براي نخستين بار موضوع «رحم اجاره‌اي» را در تلويزيون مطرح مي‌كند.

بازيگراني چون رويا نونهالي، رويا تيموريان، ژاله علو، داريوش ارجمند، مهرآورده شريفي‌نيا، بيژن امكانيان، كورش تهامي، كمند اميرسليماني، پوريا پورسرخ، شهره لرستاني، سام درخشاني و آزيتان حاجيان در آن به ايفاي نقش پرداخته‌اند.

خبرنگار ايسنا با حضور در آخرين مرحله‌ي صداگذاري شاهد شركت بازيگران اين مجموعه تلويزيوني بود كه به ترتيب و در فواصلي نيم ساعته در دفتر تدوين و صدا حاضر شدند تا قسمت‌هايي از ديالوگ‌ها كه به لحاظ صدا در حد قابل قبولي نبود را تكرار كنند.

تدوين سريال «ساعت شني» نيز به پايان رسيده است و تنها مرحله ي باقي مانده ساخت موسيقي است كه توسط اميد كرامتي در حال انجام است. همچنين 10 تيزر براي پخش از شبكه اول سيما آماده شده كه در هر آنونس دو بازيگر اين سريال معرفي مي‌شوند و قرار است از اين‌شب‌ها به روي آنتن شبكه اول برود.

سريال «ساعت شني» كه تمامي 26 قسمت آن براي بازبيني به شبكه اول سيما تحويل داده شده است براي نخستين بار موضوع «رحم اجاره‌اي» را در تلويزيون مطرح مي‌كند و كارگردان اين سريال در گفت‌وگويي با ايسنا اعلام كرده است كه تماشاي اين سريال براي افراد زير 16 سال توصيه نمي‌شود.  

منبع : سایت تحلیل خبری عصر ایران

لینک خبر

لینک از پی سی دانلود 

 

 

نوشته شده توسط سینا صفار در جمعه 27 مهر1386 ساعت 18:3
(>> ادامه مطلب | | لينک ثابت | موضوع: هنری )

 ::سگ نابغه !!!
 

 

 

این پست رو به یک داستان زیبا و آموزنده ی دیگه اختصاص دادم.

آره یه چند وقتیه زدم تو کار نقل داستان .این دفعه هم از سایت انرژی نقل می کنم . حالا این دفعه هم یه نیگا بندازین بد نیست.

 

 

نوشته شده توسط سینا صفار در چهارشنبه 18 مهر1386 ساعت 1:10
(>> ادامه مطلب | | لينک ثابت | موضوع: طنز و سرگرمی )

 ::مردی که جهان را نجات داد
 

 

 

برای اینکه این پست را شروع کنم باید داستان را از اول مرور کنیم و به تاریخ اول سپتامبر سال 1983 برگردیم:

اول سپتامبر سال 1983 بود و جنگ سرد بین ابرقدرت‌های جهان -شوروی و آمریکا- با شدت تمام دنبال می‌شد. یک هواپیمای خطوط هوایی کره از فرودگاه جان اف ‌کندی نیویورک به مقصد سئول کره جنوبی حرکت می‌کرد.

در نیمه راه ، هواپیمای مسافری به اشتباه وارد حریم هوایی شوروی شد. جت‌های روسی به این هواپیما نزدیک شدند. خلبانان جت‌های روسی نمی‌دانستند که هواپیما حاوی مسافرهای عادی است ، آنها به هواپیما اخطار کردند که اگر خودش را معرفی نکند ، به آن شلیک خواهند کرد ولی در نهایت پاسخی دریافت نکردند.

گفته می‌شود در واقع پرسنل پرواز هواپیما اخطار جنگنده‌های روسی را دریافت نکرده بودند ، البته تا به امروز تئوری‌های زیادی در این مورد وجود دارد. یک ساعت گذشت و جت‌ها همچنان ، هواپیما را همراهی می‌کردند تا اینکه از مقامات روسی دستور رسید که هواپیما نابود شود. این کار انجام شد و در نتیجه 269 مسافر کشته شدند.

بعد از اینکه همه متوجه فاجعه شدند ، مقامات روسی سعی کردند عمل خود را توجیه کنند ولی رونالد ریگان رییس جمهور وقت آمریکا روس‌ها را بربر دانست و کار آنها را «جنایتی علیه بشر که نباید فراموش شود» تلقی کرد.تنش بین ابرقدرت‌های به حداکثر خود رسیده بود و نظامیان هر دو جبهه در حالت آماده‌باش نظامی قرار گرفته بودند.

در یک شب سرد در 26 سپتامبر سال 1983 ، استانیسلاو یوگرافوویچ پتروف - یک سرهنگ دوم نیروهای موشکی استراتژیک- سر کارش بود او به جای همکارش که به علتی نتوانسته بود در محل کار ظاهر شود ، پست می‌داد و آسمان شوروی را پایش می‌کرد.

کمی از نیمه‌شب گذشته بود که پتروف هشداری از یک کامپیوتر گرفت : یک موشک اتمی از سوی آمریکا شلیک شده و مقصدش مسکو است.

پروتکل نظامی از پیش تعریف‌شده روس‌ها در چنین شرایطی این بود که همه سلاح‌های اتمی برای انجام یک ضد حمله به صورت سریع و آنی فعال شوند و پس از آن به مقامات نظامی و سیاسی اطلاع داده شود.

صدای آلارم‌ها در پناهگاهی که پتروف در آن بود به گوش می‌رسید و نورهای قرمز به نشانه شناسایی موشک اتمی آمریکایی‌ها به وسیله ماهواره‌های روسی همه جا روشن بودند.

ولی پتروف حس می‌کرد هشدار کامپیوترها درست نباشد ، او فکر کرد که اگر آمریکا واقعا قصد حمله به شوروی را داشته باشد از همه موشک‌هایش استفاده می‌کند و با پرتاب صرفا یک موشک ، فرصت ضدحمله را به روس‌ها نمی‌دهد. 

لحظاتی بعد استرس در پناهگاه بیشتر شدو همه افسرها در تشویش بودند چرا که کامپیوترها ، موشک‌های دوم ، سوم ، چهارم و پنجم را هم شناسایی کرده بودند.

پتروف دو راه پیش رو داشت : به غریزه‌اش اعتماد کند و همه اخطارهای کامپیوترها را ناشی از اشتباه آنها بداند و یا طبق پروتکل نظامی ، سیستم موشکی شوروی را فعال کند و آغازگر جنگی شود که بی‌شک موجب مرگ میلیون‌ها نفر می‌شود.

پتروف کار اول را انجام داد. با گذشت دقایقی معلوم شد که حق با پتروف بوده است. همه اینها ناشی از خطای کامپوتر و نقص در یک قطعه چند دلاری بود. پتروف حالا یک قهرمان بود ، او از جنگ اتمی پیشگیری کرده بود ، افسران دور و برش ، تصمیم شجاعانه او را ستودند.

ولی مقامات کرملین اینگونه فکر نمی‌کردند ، او به هر حال از پروتکل نظامی تخطی کرده بود ، اگر تصمیم او اشتباه از آب در می‌آمد ، جان میلیون‌ها نفر از شهروندان شوروی را به خطر می‌انداخت. بنابراین تصمیم گرفته شد که پتروف به بازنشستگی پیش از موعد برود ، با حقوقی حدود 200 دلار در ماه!

تا سال 1988 به خاطر حفظ اسرار نظامی کسی از تصمیم قهرمانانه پتروف آگاه نشد ، در این زمان یکی از افسران حاضر در آن پناهگاه کتابی در مورد واقعه نوشت و همه چیز را توضیح داد.

قرار است در سال 2008 مستندی با عنوان «مردی که دنیا را نجات داد» ساخته شود.

 

هیچ کس نمی‌داند که اگر پتروف ،آن افسر 44 ساله‌ ،آن شب در آن پناهگاه نبود ، چه اتفاقی می‌افتاد و باز کسی نمی تواند حدس بزند اگر همکار آقای پتروف آن روز در شیفت خودش حاضر می‌شد چه تصمیمی می‌گرفت ولی مسلم است که پتروف بیشتر از هر شخص دیگری باعث نجات جان انسان‌ها شده است.

شاید اگر ان تصمیم پتروف نبود ، الان من و شما در پشت مانیتورهایمان در حال نوشتن و خواندن این پست نبودیم.

منبع :http://maltastar.com

به نقل از  http://www.1pezeshk.com/

لینک از :http://p30download.com/

 

 

نوشته شده توسط سینا صفار در جمعه 13 مهر1386 ساعت 21:19
( | | لينک ثابت | موضوع: متفرقه )

 ::داستانی کوتاه
 

 

این داستان رو از سایت  enerzhi.com  نقل می کنم

داستان زیباییست ، امیدوارم لذت ببرین

 

مرد دیر وقت، خسته از کار به خانه برگشت.دم در پسر ۵ساله اش را دید که در انتظار او بود:
- سلام بابا! یک سوال از شما بپرسم؟
- بله حتما چه سوالی؟
- بابا ! شما برای هر ساعت کار چقدر پول می گیرید؟
مرد با ناراحتی پاسخ داد این به تو ارتباطی ندارد.چرا چنین سوالی می کنی؟
فقط می خواهم بدانم.
- اگر باید بدانی بسیار خوب می گویم:۲۰ دلار!
پسر کوچک در حالی که سرش پائین بود آه کشید. بعد به مرد نگاه کرد و گفت: می شود به من ۱۰ دلار
قرض بدهید؟
مرد عصبانی شدو گفت اگر دلیلت برای پرسیدن این سوال فقط این بود که پولی برای خریدن یک اسباب
بازی مزخرف از من بگیری کاملا در اشتباهی. سریع به اطاقت برگرد و برو فکر کن که چرا اینقدر خودخواه
هستی.من هر روز سخت کار می کنم و برای چنین رفتارهای کودکانه وقت ندارم.
پسر کوچک آرام به اطاقش رفت و در را بست.
مرد نشست و باز هم عصبانی تر شد: چطور به خود اجازه می دهد فقط برای گرفتن پول از من چنین
سوالاتی کند؟
بعد از حدود یک ساعت مرد آرام تر شد و فکر کرد که با پسر کوچکش خیلی تند و خشن رفتار کرده شاید
واقعا چیزی بوده که او برای خریدنش به ۱۰ دلار نیاز داشته است.به خصوص اینکه خیلی کم پیش
می آمد که پسرک از پدرش درخواست پول کند.
مرد به سمت اتاق پسر رفت و در را باز کرد.
- خوابی پسرم؟
- نه پدر، بیدارم.
- من فکر کردم که شاید با تو خشن رفتار کرده ام. امروز کارم سخت و طولانی بود و همه ناراحتی هایم
را سر تو خالی کردم. بیا این ۱۰ لاری که خواسته بودی.
پسر کوچولو خندید، و فریاد زد: متشکرم بابا ! بعد دستش را زیر بالش برد و از آن زیر چند اسکناس
مچاله شده در آورد.
مرد وقتی دید پسر کوچولو خودش هم پول داشته، دوباره عصبانی شد و با ناراحتی گفت:با اینکه
خودت پول داشتی چرا دوباره درخواست پول کردی؟
پسر کوچولو پاسخ داد: برای اینکه پولم کافی نبود، ولی من حالا ۲۰ دلار دارم . آیا می توانم یک ساعت
از کار شما بخرم تا فردا زودتر به خانه بیایید؟ من شام خوردن با شما را خیلی دوست دارم...!!!

 

 

 

نوشته شده توسط سینا صفار در دوشنبه 26 شهریور1386 ساعت 16:18
( | | لينک ثابت | موضوع: متفرقه )

 ::روی دماغ این خوک کلیک کنید !!!
 

 

سلام عزیزان

امروز یه چیز بامزه دارم واستون

برین ببینین

کلیک کنید

در ضمن یادتون نره روی دماغ خوک حتما کلیک کنید

 

(راستی حتما باید flash player رو قبلا نصب کرده باشین)

 

منبع : enerzhi.com

 

 

نوشته شده توسط سینا صفار در شنبه 17 شهریور1386 ساعت 14:27
( | | لينک ثابت | موضوع: طنز و سرگرمی )

 ::دعوت نامه پرشین گیگ
 

 

سلام عزیزان

من فعلا یه دعوتنامه از PersinaGig  دارم هر کی می خواد تو نظرات بگه

من با توجه به نیازش و بررسی وب سایت یا وبلاگش اون دعوت نامه رو براش می فرستم

 

 

 

نوشته شده توسط سینا صفار در یکشنبه 4 شهریور1386 ساعت 2:58
( | | لينک ثابت | موضوع: )

 ::جادوی هفت ...
 

 


هفت، از ترکیب دو عدد سه و چهار ایجاد شده است که بنابر حکمت فیثاغورثی و زمانی بسیار دورتر از آن، اعدادی خوش یمن شناخته میشدند. به عقیده بابلیان، مصریان و تمدنهای باستانی دیگر، به وجود ۷ سیاره مقدس اعتقاد داشتند. در زبان عبری لغت قسم خوردن، به طور تحت اللفظی به معنای قرار گرفتن تحت نیروی ۷ چیز است که برگرفته از هفت میشی است که در پیمان میان ابراهیم نبی و ابی ملک در بیرشیبا به آن اشاره شده است.

هرودوت نیز به یک قسم عربی اشاره کرده که در آن هفت سنگ به خون آغشته میشوند. آفرینش جهان در هفت روز انجام شده، هفته هفت روز دارد، هفت حسن خداداد، هفت گناه کبیره، هفت مرحله در زندگی انسان، هفت طبقه بهشت و جهنم و مثالهای بیشمار دیگری در میان ادیان، ملل و اعصار مختلف از جمله مصادیق حضور جادویی عدد ۷ در زندگی و مرگ انسانها هستند.

تعدادی از مشهورترین ۷ های جهان از این قرارند:

▪ هفت طبقه بهشت:
بر اساس آیات قرآن و مفسران احادیث، بالاترین درجه سعادت معنوی، ورود به طبقه هفتم بهشت است. مسلمانان به وجود هفت طبقه یا مرحله آمرزش و بهشتی شدن اعتقاد دارند ....(بقیه در ادامه مطلب)

 

منبع :enerzhi.com

 

 

نوشته شده توسط سینا صفار در سه شنبه 30 مرداد1386 ساعت 23:56
(>> ادامه مطلب | | لينک ثابت | موضوع: متفرقه )

 ::ماشین عروس متفاوت !!!
 

 

 

منبع :enerzhi.com

 

 

نوشته شده توسط سینا صفار در پنجشنبه 25 مرداد1386 ساعت 13:28
( | | لينک ثابت | موضوع: عکس )

 ::موبایل خود را تا بزنید !!!
 

 

این تصویر یک موبایل نرم و انعطاف پذیر است. برد الکترونیکی این ست در داخل محفظه ی انعطاف پذیری که از جنس پلیمر نرم انتخاب شده است جا سازی می شود. بی شک  صفحه نمایشگر 2.7 اینچی با ابعاد 433*266 پیکسلی که بتواند خم شده و در هر شکل هندسی دیتا را نمایش دهد از جذابیت فوق العاده ای برخوردار خواهد بود. Electrowetting  تکنولوژی بود که تا چندی پیش تصورش در حد رویایی بیش نبود اما با طراحی این گوشی زیبا توسط Roman Kriheli   این تکنولوژی عملا به حقیقت پیوست. در توضیح این تکنولوژی میتوان چنین ذکر کرد که صفحه نمایشگر مد نظر قابلیت ارتجاع پذیری خاص خود را دارد اما این امر چگونگی حرکت مکانما را تحت تاثیر خود قرار نداده و حرکت آن تنها به کمک شک یک سیگنال الکتریکی کنترل خواهد شد. با به بازار آمدن این نسل از گوشی های پلیمری از این پس می توانید موبایل خود را در لحظه عصبانیت خم کرده, تا بزنید و یا حتی با دندان خود آن را بجوید. جای هیچ نگرانی نیست. گوشی شما سالم خواهد ماند.

لینک منبع (کلیک کنید)

به نقل از : سایت نارنجی  ( http://www.narenji.ir/content/view/365/1/)

 

 

نوشته شده توسط سینا صفار در پنجشنبه 25 مرداد1386 ساعت 13:23
( | | لينک ثابت | موضوع: کامپیوتر - اینترنت - موبایل )

 ::نان های با شکل های عجیب !!!
 

 

 

عکسها رو به عمد تو صفحه ی اول نذاشتم. 

دیدن عکسها رو بهتون توصیه نمی کنم.  عکسها خشنه !!! و اگه سابقه بیماری قلب دارین کلا بیخیال شین.

لابد میگین  نان چه  ربطی به خشونت و بیماری قلبی داره .(حالا اگه می خوایین برین خودتون ببینید!!!

(با این حرفها فکر می کنین چی انتظارتون رو میکشه؟)

عکسها را در ادامه ی مطلب ببینید ...

 

منبع :http://www.p30data.com/ 

 به نقل از http://xpsoft.blogsky.com/

 

 

نوشته شده توسط سینا صفار در شنبه 20 مرداد1386 ساعت 20:13
(>> ادامه مطلب | | لينک ثابت | موضوع: ترسناک )

 ::ازدواج موضوعی قابل تأمل !!!
 

 

 

به نقل از : http://xpsoft.blogsky.com

 

 

نوشته شده توسط سینا صفار در شنبه 20 مرداد1386 ساعت 19:25
( | | لينک ثابت | موضوع: طنز و سرگرمی )

 ::موشک کروز
 

 

موشک کروز نوعی هواپیمای بی‌سرنشین هدایت شونده است که مسیر آن تا رسیدن به هدف قابل تغییر و هدایت است. در اغلب موشک‌های کروز در واقع از نوعی موتور جت استفاده می‌شود و بنابر تعریف نمی‌توان به آن‌ها موشک گفت.

هدایت موشک‌های کروز امروزی توسط کامپیوتری که در آن‌ها قراردارد انجام می‌شود. در این کامپیوترها مدلی از زمین و پستی و بلندی‌های آن( Tercom) تا هدف وجود دارد و موشک کروز با استفاده از سیستم موقعیت‌یاب ماهواره‌ای (مانند جی‌پی‌اس) و با حرکت در نزدیکی زمین و تغییر مکرر ارتفاع و مسیر خود به هدف می‌رسد.

ردیابی و انهدام موشک‌های کروز با کلاهک اتمی به دلیل پرواز نزدیک به زمین برای سیستم‌های ردیاب و رادار مشکل است و به این دلیل جزو سلاح‌های هسته‌ای استراتژیک محسوب می‌شوند.

موشک کروز برای مخفی ماندن از دید سیستم‌های راداری دارای دوخصوصیت است:

1-سطح مقطع راداری کمی دارد که ردیابی آن را برای سیستم‌های ضدموشکی راداری مشکل می‌کند.

2-به خاطر استفاده از موتور توربوفن، حرارت کمی تابش می‌کند و در نتیجه امکان قفل حرارتی روی آن نیز کم است.

 

منبع : enerzhi.com

 

 

نوشته شده توسط سینا صفار در یکشنبه 14 مرداد1386 ساعت 2:59
( | | لينک ثابت | موضوع: متفرقه )

 ::کارت قرمز چه طعمی داره ؟!!!!!
 

 

 

سال 1989 و در مسابقات بين 2 تيم آرپکس پينتا زماني که فرناندو دو ارکول بازيکن تيم پينتا کارت قرمز دريافت کرد، ديوانه وار به دستان داور چنگ زد و کارت قرمز را بلعيد! همچنين سال 1989در بريستول زماني که داور مسابقه مايک باگلي را به دليل فحاشي اخراج کرد، او دفترچه داور را از دستان او ربود و برگه اي که نامش در آن بود، جدا کرد و خورد.

 

منبع : روزنامه جام جم

 http://www.jamejamonline.ir

 

 

نوشته شده توسط سینا صفار در سه شنبه 9 مرداد1386 ساعت 20:46
( | | لينک ثابت | موضوع: طنز و سرگرمی )

 ::یکی از عجیب ترین فوتبال های تاریخ !!!!!!!!!!
 

 

 

سال 1945 و در مسابقه بين 2 تيم آرسنال و ديناموي مسکو اتفاق عجيبي افتاد. مه غليظي سراسر ميدان مسابقه را فرا گرفته بود. داور مسابقه به سبب حضور تماشاچيان از سراسر مناطق مسکو در ورزشگاه ، از لغو مسابقه خودداري کرد. کمي پس از شروع مسابقه ، يکي از بازيکنان خاطي آرسنال از زمين اخراج شد، اما به دليل شدت مه در ميدان ، بدون اجازه داور دوباره به زمين بازگشت و خيلي زود از سرعت مسابقه کاسته شد.
همچنين بازيکن ذخيره روسي در حالي وارد ميدان شد که بازيکن حاضر در ميدان از زمين خارج نشده بود. در واقع آشفتگي عجيب و غريبي در ميدان مسابقه حاکم بود. تعداد نفرات تيم روسي به طور مرموزانه اي از 11 به 15 بازيکن افزايش يافت.
مشکلات در آن روز کذايي يکي ، دو تا نبود که قابل بيان باشد. هرج و مرج نهايي زماني رخ داد که دروازه بان آرسنال سرگردان در مه غليظ از سوي يکي از تماشاچيان به ديرک دروازه خورد و بيهوش شد.

 

منبع : روزنامه جام جم

 http://www.jamejamonline.ir

 

 

نوشته شده توسط سینا صفار در سه شنبه 9 مرداد1386 ساعت 20:43
( | | لينک ثابت | موضوع: ورزشی )

 ::نمونه هایی از سوالات کنکور سراسری
 

 

بدون هيچ‌گونه مقدمه‌چيني، يكراست مي‌روم سراغ اصل مطلب و تعدادي از سوالا‌ت كنكور سراسري 86 را كه به‌تازگي برگزار شده، عينا در اينجا مي‌آورم. فقط ذكر اين توضيح ضروري است كه هيچ‌گونه شوخي يا طنز در اين نقل مطلب وجود ندارد و سوالا‌ت عينا و بدون هيچ‌گونه تغيير آورده شده‌اند.

جاي خالي را با گزينه مناسب پر كنيد. (كنكور سراسري 86- گروه علوم رياضي)

<بهرام كه گور مي‌گرفتي همه عمر / ديدي كه چگونه گور... گرفت>

1) شهرام 2) مهرام 3) بهرام 4) آرام                

جاي خالي را با گزينه مناسب پر كنيد. (كنكور سراسري 86- گروه علوم رياضي)

روِياهاي صادقانه: هركدام از ما هنگام... روِياهايي را مشاهده مي‌كنيم. اين روِياها انواع مختلف دارند.

1) دويدن 2) ايستادن 3) خواب 4) نشستن           

جاي خالي را با گزينه مناسب پر كنيد. (كنكور سراسري 86- علوم تجربي)

<گل همين پنج روز و... باشد / وين گلستان هميشه خوش باشد>

1) هفت 2) چهار 3) شش 4) هشت      

جاي خالي را با گزينه مناسب پر كنيد. (كنكور سراسري 86- علوم انساني)

...< پرده‌ي پندار دريدند / يعني همه جا غير ‌خدا هيچ نديدند>

1) مردان خدا 2) مردم همه جا 3) مردم هميشه 4) مردان و زنان        

 

منبع : http://www.roozna.com/(وب سایت اطلاع رسانی اعتماد ملی)

نویسنده :فرهاد ميثمي(دبير سابق مراكز استعدادهاي درخشان)

لینک از سایت www.p30download.com

 

 

نوشته شده توسط سینا صفار در سه شنبه 9 مرداد1386 ساعت 3:18
( | | لينک ثابت | موضوع: طنز و سرگرمی )

 ::کنترل موس با پا !!!!!!!!
 

 

 

 آیا تا کنون فکر کرده اید که چرا کلیه موس های کامپیوتر ها برای کار با دستانمان طراحی می شوند؟ شاید در بعضی مواقع کنترل پروسه ها با انگشتان پا لذت بخش تر باشد. Foot Power Mouse Controller  نوعی محصول جدید است که به شما این امکان را می دهد تا به کمک یک پا که چیزی شبیه دمپایی است جهت حرکت مکان نما و با پای دیگر کلیک چپ – راست و یا حرکت های عمودی و افقی صفحات را کنترل کنید. با داشتن چنین موسی در حین کار دستان شما آزادی بیشتری خواهند داشت. اما بی شک فرمان دادن مغز به دستها و پا ها برای کار به صورت همزمان ممکن است کمی سخت باشد و در پایان یک روز کاری شما را دچار سردرد کند. اما با این اوصاف این موس 199 دلاری میتواند هدیه خوبی برای معلولین و یا کسانیکه از آسیبهای حرکتی رنج می برند باشد.

 

منبع :http://www.bilila.com/foot_mouse_slipper_mouse

به نقل از سایت  نارنجی

 

 

نوشته شده توسط سینا صفار در شنبه 6 مرداد1386 ساعت 0:25
( | | لينک ثابت | موضوع: کامپیوتر - اینترنت - موبایل )

 ::گربه‌اي كه زمان مرگ بيماران را پيش‌بيني مي‌كند !!!!!
 

 

 

جام جم آنلاين: گربه‌اي به نام اسكار قدرت پيش‌بيني مرگ بيماران را در خانه سالمندان دارد و در ساعات آخر عمر بيماران به آنان نزديك مي‌شود.
دقت او، كه در 25 مورد مشاهده شده، باعث شده وقتي بيماري را انتخاب مي‌كند، كاركنان خانه سالمندان در پراويدنس، رود آيلند، امريكا، به اعضاي خانواده او خبر دهند. بيمار انتخابي گربه معمولا كمتر از چهار ساعت وقت دارد.
دكتر ديويد دوسا، در مصاحبه‌اي گفت: او خيلي اشتباه نمي‌كند و به نظر مي‌رسد مي‌فهمد چه وقت بيماري دارد مي‌ميرد. دكتر دوسا اين پديده را در مقاله‌اي در نشريه پزشكي نيوانگلند توصيف كرده است.
دكتر دوسا، پزشك سالخوردگان و استاد پزشكي دانشگاه براون گفت: اعضاي بسياري از خانواده‌ها با اين كار تسكين مي‌يابند و قدر فرصتي را كه اين حيوان براي آنان و عزيزان در حال مرگ‌شان فراهم مي‌سازد، مي‌دانند.
اين گربه 2 ساله خانگي در طبقه سوم واحد بيماران مغزي خانه سالمندان و مركز بازپروري استيرهاوس در پراويدنس، بزرگ شد. اين مركز محل مداواي بيماران مبتلا به آلزايمر، پاركينسون و بيماري‌هاي مشابه است.
كاركنان اين مركز پس از حدود 6 ماه متوجه شدند كه اسكار درست مانند دكترها و پرستاران سراغ بيماران مي‌رود. بيماران را بو مي‌كند و به آنان خيره مي‌شود، بعد كنار بيماراني مي‌نشيند كه چند ساعت ديگر به مرگشان مانده است.
دوسا گفت: به نظر مي‌رسد اسكار كارش را جدي مي‌گيرد و رفتارش با ديگران دوستانه نيست و به آنان علاقه نشان نمي‌دهد.
خانم دكتر جوآن تنو از دانشگاه براون كه در اين مركز كار مي‌كند و متخصص مراقبت و درمان بيماران بد حال و مشرف به مرگ است، گفت: اسكار در پيش‌بيني مرگ اين افراد بهتر از كساني است كه در اينجا كار مي‌كنند.
او وقتي به استعداد اسكار ايمان آورد كه سيزدهمين پيش‌بيني درست پياپي خود را به عمل آورد.
تنو گفت: داشتم بيماري را معاينه مي‌كردم او زني بود كه ديگر غذا نمي‌خورد، با دشواري نفس مي‌كشيد، و پاهايش سياه شده بود كه همه اينها نشانه‌هاي نزديكي مرگ او بود.
با اين حال اسكار در اتاق و كنار او نماند به اين دليل تنو فكر كرد حيوان قدرت پيش‌بيني خود را از دست داده است. اما معلوم شد كه پيش‌بيني دكتر زود بوده و بيمار 10 ساعت ديگر مرد. اما پرستاران به تنو خبر دادند كه اسكار دو ساعت مانده به مرگ زن بيمار، خود را به او رساند.
پزشكان مي‌گويند بيشتر كساني كه اين گربه دوست داشتني سراغ‌شان مي‌رود حالشان به قدري بد است كه متوجه حضور او نمي‌شوند به اين دليل آگاه نيستند كه او پيك مرگ است. بيشتر خانواده‌ها براي اطلاع پيش هنگام راضي هستند اگرچه يكي از آنان هنگام مرگ عضو خانواده‌اش مي‌خواست گربه در آنجا نباشد.
وقتي اسكار را در چنين شرايطي از اتاق بيرون مي‌برند عصبي مي‌شود و نارضايتي خود را با ميوميو آشكار مي‌كند.
هيچكس مطمئن نيست كه رفتار اسكار از نظر علمي مهم باشد يا دليلي داشته باشد.
تنو مي‌گويد شايد گربه بوهايي را حس مي‌كند يا از رفتار پرستاراني كه بزرگش كرده‌اند چيزهايي را مي‌فهمد.

منبع : روزنامه جام جم

 

 

 

نوشته شده توسط سینا صفار در شنبه 6 مرداد1386 ساعت 0:15
( | | لينک ثابت | موضوع: متفرقه )

 ::عکسهای سه بعدی
 

 

 

برای دیدن عکسها در اندازه واقعی بر روی ادامه مطلب کلیک کنید(بزرگش جالب تره !!!) 

منبع : سایت www.enerzhi.com

 

 

نوشته شده توسط سینا صفار در پنجشنبه 4 مرداد1386 ساعت 19:29
(>> ادامه مطلب | | لينک ثابت | موضوع: )

 ::از عسل و معجزاتش بیشتر بدانیم .
 

 

 

محققان به تازگي دريافته‌اند ماليدن عسل روي زخم افراد ديابتي مي‌تواند از قطع شدن عضو عفوني شده جلوگيري کند. اين تنها يكي از خواص اين ماده طبيعي شفابخش است.
عسل......

بقیه متن را در ادامه ی مطالب بخوانید...

 

منبع : سایت سلامت نیوز

به نقل از سایت enerzhi

 

 

نوشته شده توسط سینا صفار در پنجشنبه 4 مرداد1386 ساعت 19:22
(>> ادامه مطلب | | لينک ثابت | موضوع: علمی )

 ::ضریب هوشی شما چه قدر است ؟
 

 

 

کلیک کنید !!

به نقل از www.p30download.com

(البته نظر سندیت و قطعیت این آزمون هیچ نظری ندارم و از استاندارد بودن این آزمون آگاهی ندارم)

 

 

نوشته شده توسط سینا صفار در پنجشنبه 4 مرداد1386 ساعت 12:25
( | | لينک ثابت | موضوع: طنز و سرگرمی )

منوي کاربري

سلام به همه

آرشیو رو فراموش نکنین

نظر هم یادتون نره .

لينک دوستان
.::Bo2Pmc ::.
لیمگیر خونه
تبیان
گل آقا
سید
وبگذر
عجایب خلقت
جوک.طنز.لطیفه
عکس
اللهم عجل لولیک الفرج
مهارت های زندگی
وقار
ناسا
جوان
عاشق
خلیج عربی
حسین مرادی
بچه های فیزیک 85 فردوسی
امیر یدالهی
مهسا
رضا
مسابقه طنز یک یه یک
امیر حسین بیانی
خاطرات استاد فیزیک
آنسوی آسمانها
فرزانه کوچولو
حکایت قلم و دل
یادداشت های یک نسل سومی
لينکدوني
آرشيو پيوندهاي روزانه
امکانات سايت

تالار گفتگو

تولبار سايت

امکانات

2pak


[ تمامي حقوق سايت محفوظ است و نقل و استفاده از آنها در سايت ها و نشريات تنها با ذکر منبع مجاز ميباشد ]
Copy right © 2006 by http://sinasaffar.blogfa.com | ترجمه قالب:www.Bo2Pmc.com